نقش هولوگرام در هنر

هولوگرام در هنر

با رشد تکنولوژی در انقلاب پساصنعتی در اواخر قرن بیستم و هم زمانی این جریان با آوانگاردیسم هنر مفهومی (کانسپچوال آرت) ، رسانه های جدیدی در ارائه هنر به عرصه ظهور رسیدند که شئ هنری در شکل مدرنیستی را نفی می کنند و در همین زمان ها است که تاثیرات هولوگرام در هنر را می توان مشاهده کرد. ازجمله این رسانه ها، به کار گیری ویدئو و عکس به شکل مفهومی تحت عنوان ویدئو آرت و فتو آرت هستند. در آزمون و خطاهای صورت گرفته هنرمندان و تجربیاتی که به جاگذاشتند ، نقش هولوگرام در هنر را به خوبی مشخص می کند . ولی به علت هزینه های هنگفت و خطراتی که کار با لیزر دارد، تجربیات محدودی انجام شد و خیلی گسترش نیافت.

تجربیات سالوادر دالی و چاک کلوز در زمینه هولوگرام در هنر

در کنار تجربیات خام سالوادر دالی و چاک کلوز، الکساندر، هنرمند پیشروی انگلیسی توانست با استفاده از تکنولوژی هولوگرافی آرت ورک های موثر تر و وسیع تری را ارائه کند. این هنرمند معاصرکه تجربه ی کار با رنگ روغن و مجسمه سازی برنزی داشت، در اواخر دهه ۱۹۸۰ به تجربیاتی در زمینه هولوگرافی روی آورد. وی در رابطه با تغییر نگرش از مدیای سنتی به رسانه ای مدرن می گوید: ” یک روز صبح با این ایده که باید کاری متفاوت از آنچه تا به حال انجام شده است را انجام دهم.” پس از حدود ۶ ماه، تعدادی آرت ورک مجسمه در مقیاس یادمانی ایجاد کرد و آن ها را مجسمه های چهاربعدی خواند.

چرا که اگر انسان اطراف آن حرکت کند می تواند اشکالی را ببیند که واقعا وجود ندارد و این مسئله می تواند در بالاترین حد انتزاع و متفاوت از سایر آثار باشد. وی برای ارائه این  کار ها به موزه ها و نمایشگاه ها، عکس و ویدئو کار خود را ارسال می کرد ولی آثار بزرگ وی تاثیرگذاری لازم را با این رسانه ها نداشتند و به گفته خود “گویی اثر مرده است.” در همین راستا به دنبال مدیایی برای ارائه کارهایش به فکر مدیای هولوگرام و ثبت سه بعدی آثارش افتاد.

هولوگرام در هنر

ساخت مجسمه با فرآیند هولوگرافی

در این راستا با پروفسور هاریهان آشنا شد و علم هولوگرافی را از وی آموخت. ابتدا هولوگرام های بسیار کوچکی از کارهایش ساخت که در همین حین به پتانسیل هولوگرافی پی برد و مجسمه هایی را با فرایند هولوگرافی پدبد آورد و آن ها را هولو-مجسمه (Holo-Sculpture) نامید. که شامل ماکت های کوچکی از یادمان هایش بودند که یک قطعه فول سایز هولوگرافی از آن تهیه شده بود و آن را به صورت چیدمان در نمایشگاهی در سیدنی ارائه کرد.

پس از این نمایشگاه تصمیم گرفت که ابعاد کاری هولوگرام هایش را گسترش دهد و هولوگرام هایی با مساحتی پیش از یک متر مربع ساخت. در سال ۱۹۸۵ یک کار هولوگرافیک با نام رویای دنیل در ابعاد ۸۰*۴۰ اینچ تولید کرد که در زمان خودش و تا همین الان از بزرگ ترین هولوگرام های تولید شده در جهان است. در همین راستا آثار دیگری با عناوین ترس های جنگ، دیوار فولادی و … تولید کرد که موضوع بحث ما نیست.

مسئله بر سر جنبه واقع نمایی هولوگرام است که توانایی ثبت همه ویژگی های نور را دارد که واقع نمایی بسیار بالاتری نسبت به عکس دارد. از قابلیت هایی که نرم افزار های ادیت عکس به صورت دیجیتال وجود دارد که واقع نمایی عکس ها را زیر سوال می برد بگذریم، عکس معمولی تصاویر را به صورت دوبعدی ثبت می کند، همین دوبعدی بودن به میزان بسیار زیادی تحریف واقعیت است. ولی هولوگرام ها تمام ویژگی های واقعی یک محیط یا شئ را ثبت می کنند و از این رو با ماهیت هنر-زندگی یا هنر-واقعیت کانسپچوالیسم تطابق کامل دارد.


دیدگاه‌ها
پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.1